مرتضى راوندى

59

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اين نوع خط تصويرى يا « هيروگليف » « 106 » قديميترين و ابتدايىترين خطوط باستانى است . « استاد پورداود » در كتاب فرهنگ ايران باستان دربارهء اين خط مىنويسد : « . . . نويسندگان اين خط بايد نقاشى دانسته باشند تا بتوانند براى هرچيز و هرانديشه و معنى ، شكل و تصويرى بكشند ؛ مثلا نقش چشم به معنى ديدن است ؛ نقش دو بازو ، يكى با تبرزين و يكى با سپر ، مفهوم جنگيدن را مىرساند ؛ دادگرى با تصوير پر شترمرغ تبيين مىشود . . . » با اين تصاوير قراردادى نشان دادن و تفهيم مقصود كارى دشوار بود و غالبا طرف مقابل به درك مقصود توفيق نمىيافت و سنگ و تختهء منقوش را پس مىفرستاد . اين نوع خط و كتابت ناقص كه از هزاران سال قبل از ميلاد مسيح بين سكنهء مصر و فنيقيه معمول بود ، بتدريج رو به تكامل رفت و تعداد علايم و نشانها رو به نقصان گذاشت . بجاى وسايل قديم يعنى سنگ و تخته كه حجم و وزن آنها زياد بود از نهالى به نام پاپيروس ، كاغذ ساختند و به مرور زمان ، نوع و جنس آن را بهتر و كاملتر نمودند . نمونه‌هايى از اين كاغذها و مطالب مندرج در آنها ، اكنون در موزه‌هاى مصر موجود است . پس از قرنها سومريها به نوشتن خط ميخى توفيق يافتند ، بعد عيلاميها و آشوريها خط ميخى را از آنها آموختند و ايرانيان نيز اين خط را از دو قوم اخير فرا گرفتند ، با اين اختلاف كه خط آشورى 700 علامت و خط عيلامى 300 علامت بود و حال آنكه ايرانيها فقط 42 علامت از خط ميخى را براى تنظيم الفباى خود انتخاب كردند . فينيقيان ضمن فعاليتهاى تجارى حروف هجا را كه تمام قبايل آرامى در ايجاد و تكامل آن دست داشتند به يونانيان و ساير ملل منتقل نمودند . استفاده از خطوط قديم آشورى ، بابلى و غيره ، به علت اشكالاتى كه در خواندن آنها وجود داشت ، به آسانى صورت نگرفت . و اگر منصفانه داورى كنيم بايد اقرار كنيم كه اين اشكال هنوز در خط فارسى وجود دارد . الفباى كنونى ما نقايص و معايبى دارد كه بايد دير يا زود براى نجات نسل جوان در راه اصلاح آن بينديشيم . در زبان ما يك حرف به چندين طريق خوانده مىشود مثلا حرف « ج » ممكن است به صداى بالا يا پيش يا زير يا ساكن خوانده شود درحالىكه اروپاييان از اين جهت ناراحتى ندارند و الفباى آنها مركب از حروف با صدا و بيصداست و از تركيب اين دو نوع حروف ، كلمه مىسازند . باوجود اشكالاتى كه در راه تكميل و اصلاح

--> ( 106 ) . Hieroglyphe